راز خوشبختی این است: علایقت تا جای ممکن گسترده باشد و واکنشت به چیزها و افراد، تا حد ممکن دوستانه باشد نه متخاصمانه
راز خوشبختی این است: علایقت تا جای ممکن گسترده باشد و واکنشت به چیزها و افراد، تا حد ممکن دوستانه باشد نه متخاصمانه
دین، یادگاری برجامانده از دوران کودکی هوش و اندیشه ماست؛ با بهکارگیری عقل و علم، کمکم محو خواهد شد.
غلبه بر ترس، آغازِ حکمت و خردورزی است
ریاضیات را میتوان علمی تعریف کرد که در آن هرگز نمیدانیم از چه سخن میگوییم و آیا آنچه میگوییم درست است یا نه
سنتگرایان از خروج دیگران از سنتها خشمگین میشوند، زیرا این رفتار را نقد و طعنی علیه خود میدانند.
اینکه عقیدهای در میان اکثریت مردم رایج است، اصلاً دلیلی بر این نیست که کاملاً احمقانه و بیاساس نباشد!
تنها چیزی که بشریت را نجات خواهد داد، «همکاری» است.
افکار عمومی را فقط تا جایی باید محترم شمرد که از گرسنگی و زندان دور ماند؛ هر چیزی فرای آن، تسلیم شدن در برابر استبدادی غیرضروری است!
ترسیدن از عشق، ترسیدن از زندگی است؛ و کسانی که از زندگی میترسند، از پیش سه-چهارمِ وجودشان مرده است.
در آمریکا همه معتقدند کسی از آنها برتر نیست، اما قبول ندارند کسی پایینتر از آنها باشد؛ برابرپنداری فقط رو به بالا اعمال میشود نه رو به پایین!
کشف عجیبی کردهام: هر بار با دانشمندی صحبت میکنم حسم میگوید خوشبختی ممکن نیست، اما وقتی با باغبالم حرف میزنم عکس آن ثابت میشود!
خودبزرگبین با خودشیفته متفاوت است؛ او میخواهد به جای محبوب بودن، قدرتمند باشد و به جای معشوق بودن، ترسناک باشد.