درباره اخلاق تنها این را میدانم: کار اخلاقی کاری است که پس از آن احساس خوبی داری، و کار غیراخلاقی کاری است که بعد از آن احساس بدی میکنی.
درباره اخلاق تنها این را میدانم: کار اخلاقی کاری است که پس از آن احساس خوبی داری، و کار غیراخلاقی کاری است که بعد از آن احساس بدی میکنی.
تمامی چیزهای واقعاً پلید، از «معصومیت» آغاز میشوند.
«فضیلت» تور و پرده دارد، اما «رذیلت» نقاب و ماسک به صورت میزند!
والاترین شکلِ میهنپرستی، بیانِ حقیقت است، حتی اگر دردناک باشد.
وجدان، چراغ طبیعی روح است که نیک و بد را روشن میسازد.
چه حکمتی در جهان مییابی که والاتر و بزرگتر از «مهربانی» باشد؟
اهانت و توهین، تنها دلیل و منطقِ کسانی است که حق با آنان نیست!
جهان میهنِ من است، تمامیِ بشریت برادرانِ مناند، و نیکی کردن، دین و آئینِ من است.
کار را با آنچه «درست» است آغاز کن، نه با آنچه «پذیرفتنی» است.
میانجیگریِ مار ضروری بود؛ شر میتواند انسان را وسوسه کند، اما نمیتواند به «انسان» بدل شود.
«قطبنمای» حقیقیِ یک انسان، قطبنمایِ «وجدان» اوست.
منش و شخصیت انسان در کلام و گفتار او هویدا میشود.