مولد بودن یعنی توانایی در انجام کارهایی که هرگز پیش از این قادر به انجامشان نبودهای.
مولد بودن یعنی توانایی در انجام کارهایی که هرگز پیش از این قادر به انجامشان نبودهای.
کار را با آنچه «درست» است آغاز کن، نه با آنچه «پذیرفتنی» است.
میانجیگریِ مار ضروری بود؛ شر میتواند انسان را وسوسه کند، اما نمیتواند به «انسان» بدل شود.
خویشتنداری یعنی خواستنِ مؤثر بودن در نقطهای تصادفی از پرتوهای بیپایانِ هستیِ معنویام.
آنکس که میجوید نمییابد، اما آنکس که نمیجوید، یافته خواهد شد.
با باورِ پرشور به چیزی که هنوز وجود ندارد، آن را میآفرینیم؛ «عدم» تنها چیزی است که به اندازه کافی مشتاقش نبودهایم.
یکی از نخستین نشانههای آغازِ فهمیدن و درک کردن، «آرزوی مرگ» است.
میشود ببوسمت؟ روی این کاغذِ محقر؟ یا شبیه این است که پنجره را بگشایم و هوای شب را ببوسم؟
یکی از مزایای داشتن یادداشتهای روزانه این است که با شفافیتی اطمینانبخش از تغییراتی که مدام متحمل میشوی آگاه میشوی.
از نقطهای به بعد دیگر هیچ بازگشتی وجود ندارد؛ آن نقطه، همان نقطهای است که باید به آن رسید.
خودشناسیِ من در مقایسه با دانشم از اتاق خودم چقدر دردناکانه اندک است! هیچ مشاهدهای از جهان درون، آنگونه که از جهان بیرون هست، وجود ندارد.
در بند و زنجیر بودن غالباً امنتر از آزاد بودن است!