مناقشات جهان بسیار کمتر میشد اگر واژهها همانگونه که هستند فهمیده میشدند: فقط نشانه و علامت افکار ما، نه خودِ واقعیت!
مناقشات جهان بسیار کمتر میشد اگر واژهها همانگونه که هستند فهمیده میشدند: فقط نشانه و علامت افکار ما، نه خودِ واقعیت!
برای یک معلم و مربی، دستور دادن بسیار آسانتر از آموزش دادن است!
هیچ بیادبی و گستاخی بالاتری از این نیست که سخن دیگری را در میان کلامش قطع کنی.
در جایی که همهچیز فقط خواب و رویا باشد، استدلال بیفایده است و حقیقت و دانش هیچ ارزشی ندارند
شجاعت و استقامت، نگهبان و پشتیبان تمام فضیلتهای دیگر است
عقاید جدید همیشه مورد شک قرار میگیرند و مخالفت میشوند، بدون هیچ دلیلی جز اینکه هنوز رایج و عامهپسند نیستند!
در جایی که مالکیت وجود نداشته باشد، بیعدالتی نیز معنایی ندارد
ما مانند آفتابپرست هستیم؛ رنگ و خوی اخلاقی خود را از کسانی میگیریم که در اطرافمان هستند.
دوست داشتن همسایه (دیگران) مانند دوست داشتن خود، چنان حقیقتی برای تنظیم جامعه است که به تنهایی اخلاق اجتماعی را تعیین میکند
ارتقای فهم دو هدف دارد: نخست افزایش دانش خودمان؛ و دوم توانمندسازی خود برای انتقال آن دانش به دیگران.
دلیلی که انسانها وارد جامعه مدرن (قرارداد اجتماعی) میشوند، حفظ و نگهداری از اموالشان است
والدین تعجب میکنند که چرا جویبارها تلخاند، در حالی که خودشان سرچشمه را مسموم کردهاند!