من دیگر توانایی رنج کشیدن یا احساس شادی کردن را ندارم.
من دیگر توانایی رنج کشیدن یا احساس شادی کردن را ندارم.
عملگرا بودن یعنی آزاد بودن.
ما نمیدانیم چه میخواهیم، با این حال مسئول آن چیزی هستیم که هستيم!
تنها کسی که پارو نمیزند، وقت برای تکان دادن و متلاطم کردن قایق دارد!
مانند همه رؤیاپردازان، من نیز خسران و ناامیدی را با «حقیقت» اشتباه گرفتم.
تعهد یک «عمل» است، نه یک «واژه».
به نظر میرسد هر آنچه درباره زندگیام میدانم را در کتابها آموختهام.
انسان کاملاً و تماماً مسئول ماهیت و انتخابهای خویش است.
فکر میکنی من روزها را میشمارم؟ تنها یک روز باقی مانده است که مدام از نو آغاز میشود!
واژهها تپانچههای پرشده و مسلح هستند.
اگر در تنهایی احساس دلتنگی و تنهایی میکنی، نشان میدهد با فرد نامناسبی همنشینی!
هر موجودی بدون دلیل متولد میشود، از روی ضعف به زندگی ادامه میدهد و بهطور تصادفی میمیرد.