ادابدانی و مباداتِ واقعی، در نشان دادنِ اشتیاقِ صادقانه برای «مفید بودن» نهفته است.
ادابدانی و مباداتِ واقعی، در نشان دادنِ اشتیاقِ صادقانه برای «مفید بودن» نهفته است.
قدرتِ حقیقی در «تسلط و اقتدار بر خویشتن» نهفته است.
ما بهنوعی دو بار به دنیا میآییم: یکبار برای «وجود داشتن» و بار دیگر برای «زندگی کردن»؛ یکبار برای گونهٔ بشری و بار دیگر برای جنسیتمان.
هر انسانی این حق را دارد که برای حفظ زندگی خویش، جانش را به خطر اندازد.
کسی که بیشترین زندگی را کرده، آن کس نیست که سالهای بیشتری داشته، بلکه کسی است که «زندگی را بیشتر احساس کرده است».
چه حکمتی در جهان مییابی که والاتر و بزرگتر از «مهربانی» باشد؟
طبیعت هرگز ما را فریب نمیدهد؛ این همواره ما هستیم که خود را گول میزنیم.
اهانت و توهین، تنها دلیل و منطقِ کسانی است که حق با آنان نیست!
چشمپوشی از «آزادی»، چشمپوشی از «انسان بودن» است؛ یعنی واگذاریِ حقوق انسانیت و حتی وظایف آن.
ای مردم آزاد، این اصل را به یاد داشته باشید: میتوان «آزادی» را به دست آورد، اما وقتی از دست رفت، هرگز بازنمیگردد!
شاید من انسان بهتری نباشم، اما دستکم «متفاوت» هستم.
نخستین کسی که قطعهزمینی را حصار کشید و گفت «این مال من است» و مردمی آنقدر سادهلوح یافت که حرفش را باور کنند، بنیانگذار واقعی جامعه مدنی بود!