از چنین چوبِ کجی که انسان از آن ساخته شده است، هیچ چیزِ راست و مستقیمی نمیتوان تراشید!
از چنین چوبِ کجی که انسان از آن ساخته شده است، هیچ چیزِ راست و مستقیمی نمیتوان تراشید!
قدرنشناسی و ناسپاسی، گوهر و جوهرهٔ پستی و رذالت است.
خواستِ خداوند صرفاً این نیست که ما خوشبخت باشیم، بلکه این است که خودمان، خود را خوشبخت سازیم.
امر مطلق، امری است که یک عمل را صرفاً به خودیِ خود و بدون ارجاع به هیچ هدفِ دیگری، از نظر عینی ضروری و واجب میداند.
حتی فیلسوفان نیز جنگ را به عنوان تعالیبخش انسانیت ستودهاند، با فراموشی آن دانشمند یونانی که گفت: «جنگ بد است زیرا بیش از آنکه بکشد، شر تولید میکند.»
تردیدی نیست که تمام دانش و آگاهی ما با «تجربه» آغاز میشود.
چنان زیست کن که گویی آیینِ رفتارت قرار است به قانونی جهانشمول بدل شود.
به دنبال جلب رضایت و خشنودی تودهها نباش؛ زیرا نادرست به دست میآید. بلکه به دنبال گواهیِ اندکشماران باش؛ رأیها را نشمار، بلکه وزن آنها را بسنج!
همواره به یاد داشته باش که انسانها خود «هدف» هستند؛ هرگز از آنها صرفاً به عنوان «وسیله» برای رسیدن به اهداف خود استفاده نکن.
انسان با دروغ گفتن... کرامت انسانی خود را نابود و پایمال میسازد.
صغارت و ناباغی، ناتوانی در بهکارگیری فهم و ذکاوتی خویشتن بدون هدایتِ دیگری است.
افکارِ بدون محتوا (شهود) خالی هستند؛ شهودهای بدون مفاهیم کور هستند!