اساساً دو دسته آدم وجود دارد: کسانی که کارها را به سرانجام میرسانند، و کسانی که ادعا میکنند کارها را انجام دادهاند؛ گروه اول خلوتتر است!
اساساً دو دسته آدم وجود دارد: کسانی که کارها را به سرانجام میرسانند، و کسانی که ادعا میکنند کارها را انجام دادهاند؛ گروه اول خلوتتر است!
سفر کردن، تقریباً درست مانند گفتگو با مردمِ قرنهای دیگر است.
این احتیاط و تدبیر است که هرگز به چیزی که حتی یکبار ما را گول زده، اعتماد کامل نکنیم.
هر مسئلهای که حل کردم به یک «قاعده» تبدیل شد تا بعدها برای حل سایر مشکلات به کار آید.
حواس گاهی ما را میفریبند، و تدبیر حکم میکند به چیزی که حتی یکبار ما را فریب داده کاملاً اعتماد نکنیم.
تردیدی نیست که تمام دانش و آگاهی ما با «تجربه» آغاز میشود.
تجربه بدون نظریه کور است، اما نظریه بدون تجربه صرفاً یک بازی ذهنی و روشنفکرانه است.
تو نمیتوانی «تجربه» را خلق کنی؛ بلکه باید آن را از سر بگذرانی و زیست کنی.
تنها منبعِ واقعیِ دانش، «تجربه» است.
کسی که هرگز اشتباهی نکرده، هرگز هیچ کار جدیدی را امتحان نکرده است.
دانش هیچ انسانی در این جهان نمیتواند فراتر از تجربه او برود