اگر آنقدر خوششانس بودهای که در جوانی در پاریس زندگی کنی، تا پایان عمر هر جا بروی با تو خواهد بود؛ چرا که پاریس جشنی است بیکران.
اگر آنقدر خوششانس بودهای که در جوانی در پاریس زندگی کنی، تا پایان عمر هر جا بروی با تو خواهد بود؛ چرا که پاریس جشنی است بیکران.
زندگی هر انسانی به یک شکل پایان مییابد؛ تنها جزئیاتِ چگونه زیستن و چگونه مردن است که انسانی را از انسان دیگر متمایز میسازد.
کسی که بیشترین زندگی را کرده، آن کس نیست که سالهای بیشتری داشته، بلکه کسی است که «زندگی را بیشتر احساس کرده است».
راهِ شناخت واقعیِ زندگی، عشق ورزیدن به چیزهای فراوان است.
جادهها برای «سفر کردن» ساخته شدهاند، نه برای رسيدن به مقصد.
به هر کجا که میروی، با تمام وجود و قلبت برو.
بافاصله بهترین پاداشی که زندگی پیشکش میکند، شانسِ سختکوشی در کاری است که «ارزش انجام دادن» داشته باشد.
موهبت و امتیاز بزرگ یک زندگی، تبدیل شدن به همان کسی است که واقعاً هستی.
زیستن همان رنج کشیدن است و زنده ماندن، یافتن معنایی در این رنج.
کسی که «چرایی» برای زندگی داشته باشد، با هر «چگونهای» خواهد ساخت.
هیچکس واقعاً نمیداند چرا زنده است، مگر آنکه بداند حاضر است برای چه چیزی جان دهد.
هیچ شور و اشتیاقی در کمخواهی و رضایت دادن به زندگیای که کمتر از توانایی توست، یافت نمیشود.