نخستین درمانِ کاذب برای کشوری با مدیریت سوء، تورم پول است و دومین، جنگ. هر دو رونقی موقت و ویرانی دائم میآورند.
نخستین درمانِ کاذب برای کشوری با مدیریت سوء، تورم پول است و دومین، جنگ. هر دو رونقی موقت و ویرانی دائم میآورند.
اگر آنقدر خوششانس بودهای که در جوانی در پاریس زندگی کنی، تا پایان عمر هر جا بروی با تو خواهد بود؛ چرا که پاریس جشنی است بیکران.
هیچ شکاری مانند شکار انسان نیست؛ کسانی که مدتها انسانهای مسلح را شکار کردهاند، دیگر هرگز به شکار دیگری دل نمیبندند.
درباره اخلاق تنها این را میدانم: کار اخلاقی کاری است که پس از آن احساس خوبی داری، و کار غیراخلاقی کاری است که بعد از آن احساس بدی میکنی.
اما انسان برای شکست ساخته نشده است؛ انسان را میتوان نابود کرد، اما نمیتوان شکست داد!
در روزگاران قدیم مینوشتند که مردن در راه میهن شیرین و شایسته است؛ اما در جنگ مدرن هیچچیز شیرینی وجود ندارد، تو مثل یک سگ خواهی مرد.
هرگز گمان نکن که جنگ — هرچقدر هم که ضروری یا موجه باشد — یک «جنایت» نیست.
اگر نویسندهای به اندازه کافی بداند، میتواند ناگفته بگذارد. شکوه حرکتِ کوه یخ به این است که تنها یکهشتم آن روی آب است.
ما همگی کارآموزانِ حرفهای هستیم که هیچکس در آن هرگز «استاد» نمیشود.
تنها چیزی که میتوانست یک روز را خراب کند مردم بودند؛ مردم همواره محدودکنندهٔ شادی بودند...
هیچ دوستی به وفاداریِ یک «کتاب» نیست.
من شیفتهٔ خوابیدنم؛ میدانی، زندگیام وقتی بیدارم متمایل به فروپاشی است!