نخستین درمانِ کاذب برای کشوری با مدیریت سوء، تورم پول است و دومین، جنگ. هر دو رونقی موقت و ویرانی دائم میآورند.
نخستین درمانِ کاذب برای کشوری با مدیریت سوء، تورم پول است و دومین، جنگ. هر دو رونقی موقت و ویرانی دائم میآورند.
حکومت، حتی در بهترین حالتِ خود، چیزی جز یک «شرّ لازم» نیست؛ و در بدترین حالت، شرّی غیرقابل تحمل است!
هر انقلابی تبخیر میشود و تنها لجنزارِ دیوانسالاری (بورکراسی) جدیدی را برجای میگذارد.
نابرابری و عدم تعادل میان ثروتمندان و فقرا، قدیمیترین و کشندهترین بیماریِ تمامی جمهوریهاست.
برای فتح و به بند کشیدن یک کشور دو راه وجود دارد: نخست با شمشیر (جنگ)، و دوم با «بدهی و وام»!
نظریه کمونیستها را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: لغو و الغای مالکیت خصوصی.
میهنپرستی یعنی ایستادن در کنار «کشور»؛ میهنپرستی هرگز به معنای ایستادن در کنار «رئیسجمهور» نیست!
ملتی که سال به سال پول بیشتری را صرف دفاع نظامی میکند تا برنامههای ارتقای اجتماعی، به نابودی معنوی نزدیک میشود.
از شتتین در بالتیک تا تریسته در آدریاتیک، پردهای آهنین بر سرتاسر قاره فرود آمده است.
هیچ مصالحهای با بردهداری در کار نیست! هیچ اتحادی با بردهداران وجود نخواهد داشت!
رژیمهای تمامیتخواه فقط رفتارها را کنترل نمیکنند، بلکه تلاش میکنند اندیشه و منتقد را از اساس ناپدید سازند.
زبان سیاسی عمدتاً برای موجه جلوه دادن امور نادرست و بخشیدن ظاهر واقعی به امر موهوم طراحی میشود.